• برای کسب و کارتان یک رسالت روشن ایجاد کنید.

برای اینکه شما، کسب و کارتان و افرادتان کارآیی بالایی داشته باشید، همه باید یک تصویر ذهنی روشن داشته باشند که این کسب و کار به دنبال چیست و به کجا می رود. اولین سوالی که باید برای تعیین رسالت تان جواب بدهید این است : اصلا" چرا کسب و کار شما وجود دارد؟

  • دقیقا" مشخص کنید در چه کسب و کاری هستید.

واقعا" تعجب آور است که چه تعداد زیادی از افراد با اینکه از صبح تا شب مشغول کسب و کارشان هستند، ولی دقیقا" نمی دانند در چه کسب و کاری هستند. توجه داشته باشید که کسب و کارتان را همیشه از دیدگاه مشتری تان تعریف می کنید. کسب و کارتان را از این دیدگاه تعریف می کنید که محصول یا خدمات تان چه کاری برای مشتری تان انجام می دهد. محصول یا خدمات تان چه تاثیری بر زندگی و کار مشتری تان دارد؟ استفاده از محصول یا خدمات شما چه فایدهء مشخصی به مشتری می رساند؟

  • دقیقا" مشخص کنید مشتری تان کیست.

این سوال اصلی بازاریابی، فروش و سود دهی است . توانایی دادن جواب دقیق به این سوال که مشتری من کیست؟ ، تعیین کنندهء اصلی موفقیت در کسب و کارتان است.

  • یا مزیت رقابتی ایجاد کنید و یا اصلا" رقابت نکنید.

این موضوع خیلی مهم است . بقای کسب و کارتان به توانایی شما در ایجاد و حفظ یک جور مزیت رقابتی قابل توجه بستگی دارد. شرکت شما چه کاری را واقعا" خوب انجام می دهد؟ در کجا کارآیی بالایی دارید؟ حوزهء برتری محصول یا خدمات کلیدی تان کدام است.

  • به کارتان نگاه بلند مدت داشته باشید.

توانایی شما در تفکر درست درباره کسب و کارتان در امروز و کسب و کارتان در آینده، تاثیر زیادی بر موفقیت و سود دهی فعلی شرکت تان دارد. همه مدیران نخبه، تفکر بلند مدت دارند. در ذهن شان پنج سال بعد را طرح می ریزند و فکر می کنند که در آن زمان می خواهند کجا باشند و باید چه بکنند تا به این هدف ها برسند.

  • یک احساس روشن جهت دار بودن ایجاد کنید.

شما باید برای خودتان و برای هر جزء از کسب و کارتان هدف های مشخصی تعیین بکنید. در واقع شاید مهم ترین مسئولیت شما نسبت به افرادتان این است که برای آنها در کارشان یک احساس روشن جهت دار بودن ایجاد کنید. آنها به این احساس نیاز دارند تا بتوانند بالاترین کارآیی شان را داشته باشند و بدون آن نمی توانند بهترین نتیجه را بگیرند.

در واقع آنطور که روان شناسان می گویند، بزرگ ترین چیزی که در دنیای کار انگیزه را از بین می برد این است که ندانیم چه توقعی از ما می رود یا هدف ها برای مان روشن نباشند. یک فرمول ساده پنج قسمتی برای ایجاد احساس جهت دار بودن وجود دارد که می توانید تا پایان دورهء کاری تان از آن استفاده کنید . اسم این فرمول همراف است. پنج حرف کلمه همراف مخفف هدف ها ، مقاصد، راه حل ها، اولویت ها و فعالیت ها است.

هدفها: هدف جایی است که می خواهید در پایان یک دوره مشخص زمانی به آنجا برسید.

مقاصد: این ها هدف های فرعی هستند که باید به آنها برسید تا بتوانید به هدف های طولانی مدت تان دست پیدا کنید.

راه حل ها: راه حل روشی است که در مسیر دست یابی به هدف تان ، برای رسیدن به مقاصدتان از آن استفاده می کنید.

اولیت ها: چه چیزهایی را باید اول و چه چیزهایی را باید بعد انجام بدهید؟ کدام اقلام مهمترند و کدام اقلام کمتر اهمیت دارند؟ همیشه باید اولویت گذاری کنید.

فعالیت ها: اینها کارهای مشخص روزانه هستند که کاملا" واضح و با معیارهای کارآیی و مهلت مشخص، به افراد مشخص واگذار می شوند.

اگر کاملا" به این روند توجه کرده باشید، هر فعالیتی بر اساس اولویت های فعلی تعیین می شود. تحقق این اولویت ها منجر به نتیجه دادن راه حل می شود. وقتی راه حل های تان عملی می شوند، به مقاصدتان می رسید و در پایان آن دورهء زمانی به هدف تان که میزان مشخص از فروش یا سود دهی بوده است پیدا می کنید.

در کسب و کارهای پر سود یکی از خصوصیات اصلی مدیران این است که همیشه به راه حل ها فکر می کنند. همیشه به فکر آینده و به فکر چیزهای متعدد متفاوتی هستند که می توانند انجام بدهند تا آیندهء دلخواه شان را عملی کنند.

ادامه دارد........