دین این پیغمبر یک آیین اخلاقی و طریقه یگانه پرستی است. اهورامزدا یعنی خدای حکیم این نامگذاری در اختراع او نبوده بلکه اسم مزدا در زمان او معروف و معلوم بوده بدون شکه اهورامزدا را همگی خدای عالم و خلاق و نظام طبیعت دانستهاند.

زرتشت عقیده و آیین خود را بر روی چند اصل برقرار نمود و خلق را به قبول آن دعوت نمود:

1-خویشتن را پیغمبری از طرف اهورامزدا اعلام کرد و در گاتها مکررا فرمود که خداوند او را برانگیخته و مامور ساخته و دین او بهترین و کاملترین ادیان است.

2-از آن همه ارواح متعدد تنها یک روان خوب و نیکو را که اهورامزدا بود پذیرفته که با بدی و دروغ به نبرد و پیکار مشغول و به راستی و راستگوئی رهبر است.

3- اهورامزدا اراده قدوسی علوی خود را به وسیله روحی مقدس از قوه به فعل در می آورد که آن را سپنته مینو گفته اند و اعمال او به دستیاری ارواح مقدس که امشاسپنتا گفته می شود اجرا میگردد و این فرشتگان هر یک با حالات و صور خود مناسبتی جداگانه داردند1- یکی را وهومنه( بهمن ) به معنای فرشته پندار نیک و رفتار خوب، دیگری را آشا( اردیبهشت ) فرشته راستی و عدالت، خشترا( شهریور) فرشته نیرو و قدرت کامل ، هورواتات( خرداد) فرشته رسایی و کامروایی، آرمایتی ( اسفندارمز) فرشته شفقت و لطف و باروری ، اوقات( مرداد ) بقا و جاویدانی که هر کدام از اینها حقیقت و قوه مستقلی می باشند. بعضی حالات و ارادات دیگر نیز از اهورامزدا ناشی گشته که از امشاسپندان جدا می باشد مثل سروش( فرشته اطاعت و فرمانبرداری ) با فرشته نگاهبان گاو به نام گودس اوردا.

4- زرتشت معتقد است در برابر هر نیکی یک بدی است و در برابر حیات و زندگانی موت و مرگ است و به همین قیاس در برابر روح مقدس پاک سنتامنیو روح شریر و ناپاک اخگره مینیو جای دارد که همان روان پلید است.

5- نقطه اصلی و پایه اساس اخلاق در آئین زرتشت روی این قاعده است که نفس و ضمیر هر فرد آدمیزاد یک میدان نبرد دائمی بین خیر و شر است از این رو تکلیف و وظیفه هر فرد بشر آن است که در دل خود مابین آن دو منادی یکی را اجابت کند فرشته نیک را اطاعت کرده خوبی را اختیار کند و یا آنکه سخن دیو را شنیده و راه بد را انتخاب کند.

6- از متن گاتها نحوی معلوم می شود که مردمان نیکوکار و سالک در دیده زرتشت آنهایی هستند که به دین ایمان می آورند و آدمیان بد عمل و خطا کار آنند که از آئین مزدا روی برگردانند و یا آنکه کیش را که عوام دیو پرست بودند اختیار کرده اند.

7- زرتشت رسوم و آداب آریاییهای قدیم را که مبتنی بر سحر و جادو بوده به کلی منسوخ کرده ولی باید دانست خود زرتشت آتش پرست نبوده او آتش را فقط یک رمز قدوسی و مقدس و نشانی گرانبها از اهورامزدا می دانسته است  که به وسیله او به ماهیت و عصاره حقیقت علوی خداوند دانایی پی برده.

دین زرتشت نخستنی قدمی است که در جهان از مساله حیات بعد و قیامت سخن می گوید: چون روزی این جهان هستی به آخر برسد رستاخیز واقع خواهد شد در آن روز خوبیها و بدیها را شمارش خواهد کرد و برای امتحان بدکاران و نیکوکاران جایگاهی پر از آتش و آهن گداخته به وجود می آید و همچنین از پل و ( صراط ) نام برده که پل جدا کننده است که اعمال انسانها خوانده می شود و بدان و نیکان جدا می شوند.

آئین اوستا در ادوار بعد

در آئین زرتشتیان ( فروشی ) عنصر باقی و روح جاویدانی ازلی هر موجود زنده می باشد که مانند نفوس ناطقه در فلسفه افلاطون قبل از حیات هر فرد موجود بوده و بعد از وفات او نیز وجود خواهد داشت. زرتشتیان برای اجداد خود نمازها خوانده و فربانی ها می کنند.

نزد پارسیان و زرتشتیان دفن کردن اجساد در خاک یا غرق کردن در آب یا سوزاندن در آتش گناه کبیره به شمار می آمد په آن جسم پلید عناصر مقدس خال و آب و آتش را پلید خواهد کرد، زرتشتیان کالبد اموات را در بستری از سنگ یا بر فراز دوده ای از آهک می گداشتندیا در تابوتی از سنگ دربسته می گذاشتند آن شیء دوز از آب و خاک باشد و بعد با جایگاهها و برجهای مرتفع می بردند که آن را برج خاموشان می نامیدند در آن بنای بدون سقف در گشاده اموات خود را مگذاشتند تا مرغان هوا و عقاب آنها را طعمه خود سازند  و بعد استخوانها را جمع کرده همچنین هر عضوی از اعضای جسد مرده یا قسمتی از بدن زنده قطع شده باشد مانند بریده ناخن و یا چیده خون ناپاک و پلید است آب دهان انداختن خاصه در حضور دیگران عمل منکر است حتی هوای یکه با تنفس از ریه خارج شود موجب نجاست می شود از این رو حتی در عصر حاضر موبدان و روحانیون در هنگام افروختن آتش مقدس در آتشکده ها با دستارچه دهان را می بندند.

زرتشتیان عقیده دارند که چون چهار روز از مرگ کسی بگذرد زندگانی دیگر او آغاز می شود ، روان مرده به سوی چنپوت می رود که در برابر آن پل میترا و همکارانش سروش و راشنو او را به می خوانند . در وسط این پل تیغه ای نیز قرار دارد که دیگر کسی بدکردار باشد این تیغه راه را به او می بندد و به دوزخ می رود.