از بم ، جاده مارکوپولو همچنان به سمت شرق ادامه می یابد و 35 کیلومتر بعد از بم در رستم آباد دو شاخه می شود. شاخه جنوب شرقی به سمت جنوب بلوچستان می رود و پس از طی کردن فرسنگ ها مسیر طولانی در کویر به ایرانشهر می رسد که روزگاری پایتخت چنوب شرقی ایران و پر رونق ترین شهر این خطه بوده است و اکنون شهری کوچک است که بقای خود را مدیون موقعیت استراتژیک در مرکز بلوچستان است.

 شاخته شمالی از رستم آباد به سمت زاهدان و زابل می رود و پس از عبور نفس گیر از جنوب دشت لوت و گذر از میان واحه های فهرج ، شوره گز و کهورک که مردمان شان را باید فهرمان زندگی در شرایط سخت نامید ، سر انجام در ارتفاعات شرق بلوچستان و با گذر از نصرت آباد ، چشمه رضایی و تل سیاه به زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان می رسد.

 از زاهدان می توان به جنوب رفت و دیدار بیشتری داشت . از بلوچستان بزرگ که پیش از آنکه تغییر اقلیم ، زمین آن را خشک و تفتیده کند یکی از آبادترین سرزمین های جنوب آسیا بود. شواهد اقلیمی نشان می دهند حتی تا هزار سال پیش سیستان و بلوچستان معتدل تر و مطلوب تر بوده است جالب است که ( مکران ) نام قدیمی این منطقه ، به معنای سر زمین باتلاق ها ، نشان می دهد در گذشته اقلیم منطقه با وضعیت کنونی آن چقدر تفاوت داشته و بسیار مرطوب تر بوده است. از زاهدان یک جاده شرقی به مرز میرجاوه می رود که از راه های اصلی سفر به پاکستان است و راه جنوبی پس از عبور از کناره های قله تفتان ، تنها آتش فشان نیمه فعال ایران ، به شهرستان خاش می رسد و از اینجا جاده هایی بس طولانی منشعب می شود به سمت سراوان ، ایرانشهر و در نهایت بندر چابهار در کناره دریای عمان .

از زاهدان سمت شمال را پیش می گیری برای رسیدن به زابل و 53 کیلومتر بعد ، با پشت سر گذاشتن بخش کوچک حرمک ، به دشت سیستان می رسی که در تاریخ ایران سرزمینی مهم بوده است. سیستان که نام باستانی آن ( زرنگ ) است به روایت اوستا یازدهمین سرزمینی است که اهورا مزدا آفرید . پیش از آنکه تغییر اقلیم ، سیستان را تفتیده و خشک ند و بادهای سوزان و ویرانگر همچون باد صد و بیست روزه و باد هوشاک را بر آن مسلط سازد ، این سر زمین از کشتگاه های عمده غلات در ایران بود و آن را انبار گندم ایران می نامیدند.

( شهر سوخته ) که حدود 100 کیلومتر بعد از حرمک و گذشتن از دشتک و تاسوکی به آن می رسی مهم ترین یادگار دوران عظمت و رونق سیستان است . دورانی که رستم ، پهلوان نامدار ایرانی را به عصر اسطوره و حماسه ارمغان داد. شهر سوخته مهم ترین مرکز شهرنشینی جهان در عصر مفرغ است و دوره عمر ان بین شش تا چهار هزار سال پیش بوده است. شواهد نشان می دهند آتش سوزی بزرگی که حدود چهار هزار سال پیش رخ داد موجب رویرانی شهر شده است. اسکلت انسانی که دسته هاونی را در دست دارد نشان می دهد آتش سوزی چقدر سریع و غیر منتظره رخ داده است. بقایای شهر حکایت از تمدنی درخشان دارد که در زمان خود در جهان بی نظیر بوده است. بازمانده های فعلی این شهر دو کیلومتر و نیم مساحت دارد و اگر چه هنوز حفاری های باستان شناسی در منطقه ادامه دارد ، به تصریح باستان شناسان بیشتر رازهای شهر سوخته همچنان در دل خاک مدفون است.

 60 کیلومتر بعد از شهر سوخته ، به زابل مرکز سیستان می رسی ، مجموعه دریاچه های هامون ، اگر رود هیرمند پر آب باشد ، پهناب هایی بس عطیم هستند که بین زابل و دشت لوت حایل ده اند . دریاچه هامون در سال های پر آبی به بزرگترین دریاچه آب شیرین جهان ، در عرض های کمتر از 40 درجه تبدیل می شود و همواره تماشای پرندگان کوچنده در آسمان آن دیدنی است. مردم بومی با قایق های محلی که از نی درست شده و توتن نام دارد در این دریاچه به صید ماهی می پردازند.

کوه خواجه بعد از شهر سوخته مهم ترین اثر تارخی سیستان است که همچون جزیره ای در قلب دریاچه هامون قرار دارد و دارای آتشکده بزرگی است که دست کم دو هزار و پانصد سال قدمت دارد . سنگ آتشکاه این آتشکده دقیقا مشانه سنگ آتشگاه کاخ آپادانا در شوش است. وحدت سب در معماری بیست و پنج سده قبل بین دو نقطه که بیش از دو هزار کیلومتر فاصله دارد جالب توجه است.

 در سیستان و بلوچستان هرگز فرصت آشنایی و ایجاد ارتباط با مردم خون گرم ، صبور و بسیار مهربان منطقه را از دست نده ، بی تردید قناعت ، وقار و غرور این مردم بزرگ ترین یادگار دوران شکوه و رونق سیستان و بلوچستان است.