جاده کورش از تهران به جنوب غربی ایران می رود و پس از گذر از تنگه های نفس گیر زاگرس به جلگه خوزستان فرود می آید که یکی از خاستگاه های عمده تمدن بشر است.

مثل جاده های مارکوپولو و هزار و یک شب نقطه آغاز این جاده اتوبان ، تهران -قم و نقطه عزیمت آن شهر قم است. در دو جاده دیگر ، از قسم به کاشان و دلیجان می وری اما اینجا باید راه اراک را پیش بگیری. این جاده از علفزارهای پراکنده که سوز بادهای کویری زماستان آن را پر مخاطره می کند می گذرد تا ١٣٠ کیلومتر بعد از قم به اراک برسد. در نیمه این راه در یک دوراهی جاده آشتیان جدا می شود اگر وقت داشته باشی ۴٣ کیلومتر راه را طی کنی، می ارزد به ایکه این شهر را ببینی. آشتیان شهر کوچکی است که به دلیل دور بودن از جاده های پر گذر ، تا حدودی هویت بومی خود را به غنوان یکی از میراث اران فرهنگ منطقه عراق عجم حفظ کرده است. بازار این شهر دیدنی است.

از دو راهی آشتیان به بعد ، در سمت چپ جاده، منطقه حفاظت شده هفتاد قله قرار دارد. نام این منطقه توصیفی سر راست از شکل جغرافیایی آن است. رسته قله هایی پی در پی که در گستره ای طولانی واقع شده اند. خیلی دورتر از این منطقه و در شرق آن ( واقع در استان اصفهان ) دشت موته که از مناطق طبیعی حفاظت شده است قرار دارد. این دو منطقه از زیستگاه های اصلی آهوی ایرانی هستند. آهوان به طور معمول زمستان را در دشت موته و تابستان را در ارتفاعات هفتاد قله می گذرانند.

در سالهای اخیر احداث تاسیسات عمرانی در معابر بین موته و هفتاد قله ، آهوان را با دشواری های بسیار و حتی خطر انقراض مواجه کرده است. 

اراک، مرکز استان مرکزی در قلب منطقه ای واقع است که پیش از این به اتفاق ری ، همدان و اصفهان سر زمین عراق عجم را تشکیل می داد. این سر زمین به ویژه در قرون میانه نقطه ثقل تحولات سیاسی و فرهنگی کشور ایران ، به ویژه در تقابل با عراق عرب بود که مرکز آن در عهد خلافت ، شهر بغداد بود. در ادبیان ایران معمولا هر بار که از عراق یاد می شود منظور همین سر زمینی است که شهر کنونی اراک در میانه آن ایستاده است. البته اراک کنونی چندان شباهتی با پیشینه خود ندارد و بیشتر شبیه یک شهر بزرگ صنعتی است .

از اراک به بعد جاده به سمت بروجرد امتداد می یابد . در این جاده ، نه از کویر تفتیده پیرامون جاده تهران-قم نشانی هست و نه از استپ های سخ زده بین قم -اراک. مرغزارانی سر سبز از دو سوی جاده تا افق امتداد دارند و رایحه نسیم های پاک و معطر کوهستانی ، گردشگر را آگاه می کند که به سر زمینی دیگر پای گذاشته است. 40 کیولمتر بعد از اراک ، در یک دوراهی جاده دو شاخته می شود که شاخه جنوب غربی به بروجرد و شاخه شمال غربی به ملایر می رود . این جاده از میان دره ای سر سبز می گذرد که پر است از روستاهایی زیبا و برخی مردمان آن کنار جاده محصولات محلی می فروشند. ملایر نیز اگر چه در سالیان اخیر تحول یافته است اما هنون نشانه هایی دارد از روزگاران گذشته که همچون اقلیم و دامنه های منطقه همه چیز پاک و ساده و زیبا بود.  

از دو راهی ملایر ، به سمت بروجرد ، به تدریج گردنه زالیان آغاز می شود که اگر عبور از آن برای اتومبیل دشوار است اما تقریبا ایمن است. با گذر از گردنه زالیان جاده به دشت سیلاخور فرود می آید که دره ای است بسیار پهناور میان دو شته کوه بلند که در فاصله زیادی از یکدیگر قرار دارند. دشت سیلاخور به دلیل آب فراوان ، خاک حاصلخیز و هوای مطبوع ( البته سرد با زمستان های پر برف ) از دیرباز یکی از مراکز عمده تولید محصولات کشاورزی و نیز خاستگاه بخش مهمی از تمدن های زاگرس مرکزی بوده است. مرکز این دشت ، شهر بروجرد ، از قرون میانه به این سو ، شهری مهم بوده است . بروجرد کوننی شهری پر جمعیت است که به تدریخ در پیرامون آن کارخانه های کشتزارها را می بلعند. با این همه هنوز راستا بازار و برخی اماکن تاریخی این شهر میراث دار گذشته پر افتخار آن هستند. کباب بروجرد در سراسر ایران شهرت دارد و حتی عجول ترین گردشگران را ترغیب به اقامتی کوتاه در انی شهر برای صرف یک وعده کباب در یکی از کبابی های سنتی آن می کند.