از چشم یک شهروند اروپایی ، نزدیک ترین نقطه تماس با شرق زمین کجاست؟ ترکیه؟ قفقاز یا سواحل شرقی مدیترانه؟ به این گزینه ها استان های شمال غرب ایران را اضافه می کنیم و به مقایسه آنها می پردازیم

ترکیه البته از دیگر نقطه تماس اصلی دو نیمه اوراسیا، روسیه ، شرقی تر است . اما اگر حتی بخواهیم استیلای فزاایندهء غربی شدن طی دهه های اخیر در ترکیه را نادیده بگیریم باز تردیدی نیست که آنچه ترکیه از تمدن شرق ارائه می دهد وجهی محلی دارد و دارای ارتباطی اندک با برخی منابع عمده این تمدن ، به ویژه چین و هندوستان است.

این کشور البته ارتباط نزدیکی با تمدن های ایرانی و اسلامی دارد اما اطرار بر تجدد که در تمامی طرح های کالبدی ملی این کشور نمود دارد موجب می شود حتی مظاهر این دو تمدن نیز در ترکیه، دست کم برای جهانگردانی که شتابناک در حال بازدید از جاذبه های مشهور گردشگری اند چندان مشهود نباشد.

قفقاز قطعا کمتر از ترکیه در استیلای تجدد بوده است اما خزر در شرق و کوهستان های بلند و نیز منازعات دایمی سیاسی و قومی در جنوب مانع از آن شده اند که قفقاز شریان ارتباطی فعالی با منابع عظیم تمدن شرقی داشته باشد. حتی در سدهء اخیر ارتباط قفقاز با تمدن همسایه اش ایران که حدود سه هزار سال با آن مراودات دایم داشته ، بسیار کاهش یافته است. در واقع اکنون چندین دهه است که قفقاز فقط رو به سمت غرب سر زمین خویش دارد . کشور های ساحل شرقی مدیترانه حتی کمتر از ترکیه و قفقاز حال و هوای تمدن مشرق زمین را باز می تابند زیرا اصولا این کشورها چندان ارتباط تاریخی با منابع دوردست این تمدن( چین ، ژاپن، شبه جزیره های کره و هندوچین و حوزه های اقیانوس های کبیر و هند ) نداشته اند و به واقع فرهنگ شان دارای وجه عالب عربی-اسلامی است که در ترکیب با شرایط بومی مدیترانه و نیز حوزه شمال افریقا وجهی محلی یافته است .

اما استان های شمال غرب ایران که در تعبیری عام تر می توان آنها را به دو گروه آذربایجان بزرگ و کردستان بزرگ تقسیم کرد ، هم به نسبت از موج تجدد در امان مانده اند و هم جلوه گاه نمودهایی از اغلب منابع عمده تمدن مشرق زمین ، حتی کشور چین هستند و از این نظر می توان این منطقه را نزدیک ترین نقطه دیدار از تمدن شرق برای شهروندان غربی دانست . هم از این رو، جاده ای که از تهران آغاز می شود و پس از گذر از قزوین و زنجان به آذربایجان شرقی می رسد و با گذر از سواحل شمالی دریاچه ارومیه وارد آذربایجان غربی می شود و با عبور از کردستان ، کرمانشاه و همدان دوباره رو به سمت تهران می کند ، جاده شرق خاطره نام گرفته است .

نخستین شهر بزرگ در این راه ، پس از پشت سر گذاشتن تهران ، قزوین است . این شهر که مدت کوتاهی پایتخت ایران نیز بوده ، دیر زمانی مادر شهر بزرگ شمال ایران و نام آن نیزر تغییر شکل یافته واژه کاسپین است که نام ایرانی ، اصیل و باستانی دریای خزر است . از هزار سال پیش به آن سو که به دلیل بارندگی فراوان ، سکونتگاه های انسانی متمرکز چندانی در گیلان و مازندران وجود نداشتند و تهران نیز هنوز پا به عرصه حیات نگذاشته بود قزوین قطب سکونتی مهم شمال ایران به شمار می آمده است . ستیغ های کوهستانی شمال این استان یکی از قطب های مهم اکوتوریستی ایران محسوب می شود و دیدار از قلعه های تاریخی منطقه ، به ویژه قلعه حسن صباح )الموت و نیز جاذبه های طبیعی همچون قله علم کوه ، کوره راه بین طالقان -کلاردشت و نیز دریاچه ایوان همواره شوق هزاران طبیعت گرد را برای سفر به این استان برمی انگیزد . بی تردید کوره راه های کوهستانی که دشت قزوین را به کلاردشت متصل می کند ، از جذاب ترین مسیرهای طبیعت گردی در ایران به شمار می آیند. در نقاط مرتفع ، برخی از این کوره راه ها حال و هوای آلاسکا و تایگا را تداعی می کنند.

از دشت قزوین به بعد ، خط الراس های کوهستانی که تا کنون از جاده فاصله داشتند، کم کم به جاده نزدیک می شوند و کوهستانی شدن جاده مقدمه آن است که در حال وارد شدن به آذربایجان بز رگ هستی . آذربایجان بزرگ ، جز پارهء جدا افتاده اش در آن سوی ارس ، در ایران شامل استان های آذربایجان شرقی و عربی ، اردبیل و رنجان می شود . آذربایجان یکی از مهدهای اصلی تمدن ایرانی است و خاستگاه زرتشت ، پیامبر بزرگ ایران زمین نیز همین منطقه بوده است . اینجا منظاء همه باران های ایران هم هست زیرا عمده باران و برف هایی که در ایران می بارند حاصل برخورد توده های مرطوب مدیترانه ای و توده های سرد قفقازی بر فراز آذربایجان ایران است. از برخورد این دو توده ، جبهه های پر براسی پدید می آیند که زبا نه های شان حتی تا دور دست ها در جنوب شرق ایران هم کشیده می شوند. از این رو آذربایجان اقلیمی سرد و مدیترانه ای دارد که سرمایش را از قفقاز و رطوبتش را از مدیترانه می گیرد.

آذربایجان به عنوان محل برخود و تماس شرق و عرب نیز همیشه در تاریخ جای مهمی داشته است . نشانه های این برخوردهای تاریخی در آذربایجان ، گاه آشکار و ملموس اند،مانند قلعه ها ، بنا ها و آثار مذاهب متفاوت و ... که هنوز ماندگارند و تو در سفرت می توانی آنها را ببینی . برخی نیز خاطره شان مانده است و مکان وقوع شان ، مثل دشت چالدران که اگر یک راوی پیدا کنی برایت شرح می دهد چه بوده است ماجرای آن روز خونبار که ده ها هزار ایرانی که بیشترشان آذربایجانی بودند ، چگونه در خون خویش بر خاک پاک این دشت غلتیدند تا ایران به چنگ لشکریان عثمانی نیفتد. این گونه بود که عثمانی ها جنوب اروپا را با دولت های نیرومندش به زیر سم ستوران در آوردند اما ایران را هرگز.

تماس دایم با قفقاز و آناتولی ، آذربایجان را به صحنه ای رنگارنگ از فرهنگ های متفاوت که همزیستی بسیار مسالمت آمیزی با هم یافته اند تبدیل کرده است . خواهی دید که این زاردگاه زرتشت ، زادبوم متعصب ترین شیعیان علی (ع) نیز ...و نیز آن سوتر قدیمی ترین کلیسای جهان ، مغرور بر این خاک قامت افراشته است و نیز هنوز شمار چشم گیری از یهودیان بومی آذربایجان دل نمی کنند برای رفتن به سرزمینی که بس ترعیب شان می کنند به مهاجرت به آنجا. این آذربایجان مهربان و میهمان نواز حتی زبان ترکی را نیز به مدارا پذیرفته است و اکنون چندین سده است گویش بومی آذری که مانند کردی ، لری ، گیلکی، بلوچی و ... از زیر شاخه های زبان فارسی است فراموش شده و مردم اینجا فقط به ترکی سخن می گویند ، بی آنکه هیچ وابستگی نژادی و تاریخی با ترکیه داشته باشند.

از قزویم به بعد ، ابهر را که از شهرهای بزرگ استان زنجان است می توان طلایه آذربایجان دانست . 7 کیلومتر بعد از ابهر ، خرمدره است که نامی به راستی زیبنده دارد ( البته این را وقتی در می یابی که فرصت گشت و گذار در طبیعت منطقه را داشته باشی ) 45 کیلومتر بعد از خرمدره به دو راهی سلطانیه می رسی و 6 کیلومتر به سمت عرب ، بخش کوچک سلطانیه پیش رویت چشم می گشاید که گنبد مشهور آن ، به کلیسای مریم در فلورانس فخر می فروشد . این گنبد عظیم که بیش از سیصد سال پیش به دستور سلطان الجایتو ساخته شده ، بلندترین گنبد جهان است . گنبد سلطانیه در زمان ساخت ، بلند ترین ساختمان جهان بوده و در واقع سلف برج های بلندی همچون امپایراستیت بیلدیتنگ نیویورک ، مرکز ارتباطی تورنتو و برج کوالالامپور محسوب می شود و در حال حاضر سومین بنای بزرگ تاریخی جهان و بزرگ ترین بنای تاریخی ایران است .

از سلطانیه می توان باگذر از یک جاده 36 کیلومتری که از میان دامنه های کوهستانی می گذرد به قیدار رفت که نام خود را از پیامبر یهودی مدفون در این شهر گرفته است . قیدار نبی یکی از سیزده پیامبر بنی اسرائیل است که مدفن شان در ایران است . اما از سلطانیه تا زنجان ، مرکز استان زنجان چندان راهی نیست . زنجان یکی از بزرگ ترین شهرهای آذربایجان بزرگ است و در جلوه بخشیدن به فرهنگ آذری ، با تبریز ، اردبیل ، باکو ، نخجوان و ارومیه هماوردی می کند.

صنایع دستی زنجان ، به ویژه صنعت جاقوسازی آن بسیار مشهور و در ابران بی رقیب است . از دیدنی های این شهر بازار آن است که بازمانه ای است از روزگاران نه چندان دور که زنجان واقعی در شاهراه بین آذربایجان و ولایات مرکزی ایران ، تجارتی پر رونق داشت و اکنون نیز در محدوده ای وسیع میان قله های بلند تالش تا دشت های دور دست کردستان ، برزگ ترین شهر و در واقع قلب تجارت منطقه است . بنای رختشویخانه که اکنون به موزه مردم شناسی تبدیل شده است ، با معماری منحصر به فرد خود ، یکی دیگر از دیدنی  های جذاب زنجان است . از زنجان می توان به سمت جنوب غرب ، جاده بیجار را پیش گرفت و به کردستان رفت . حتی می توان کار وارونه کرد و برای طی کردن جاده شرق خاطره از این جاده به همان ، کرمانشاه و سنندج رفت ، بعد ارومیه و سلماس و مرند و تبریز و میانه و از این مسیری که اینجا آمده ای دوباره برگردی به تهران اما برای آنکه حس تو از حضور در آذربایجان بزرگ قطع نشود بهتر است از زنجان به سمت شمال و به میانه بروی که درست در میانه دشتی ویع و بلند ایستاده است.